صفحه نخست

 شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی

زنان و «سيندرم زنبور ملکه» / سهيلا وحدتي

زنان ايران حرکتي را آغاز نموده اند که بازتاب آن در همه عرصه هاي زندگي به چشم مي خورد. بازتاب اين حرکت گاه بسادگي قابل شناخت نيست و پژوهش و تعمق و بحث هاي گوناگون مي طلبد تا شناخته و درک شود. حرکت زنان در غرب، دستاوردهاي آن، و پژوهش ها و بحث هايي که در پيرامون آن صورت گرفته مي تواند در بسياري موارد به روند شناخت ما کمک کند. اين مطلب که با استفاده از تجارب زنان غربي نوشته شده به پديده «سيندرم زنبور ملکه»* در ميان زنان مي پردازد.

افراد برجسته در هر اجتماعي در ديدرس و مورد قضاوت همگان هستند. در اين ميان زناني که در حوزه کار و فعاليت اجتماعي موفق هستند به ويژه زير ذره بين ديگر افراد جامعه بوده و از چپ و راست از نظر رفتار و ويژگي هاي فردي و نقش اجتماعي مورد ارزيابي و قضاوت قرار مي گيرند. از آنجاييکه نقش زن در بيرون از خانه با نقش سنتي زن در جامعه تفاوت دارد و هنوز تعريف شده نيست، زنان موفق نه فقط از طرف مردان بلکه از سوي همجنسان خود نيز مورد پرسش قرار مي گيرند.

زناني که بر خلاف جريان آب شنا کرده و خود را در جامعه بالا کشيده اند، هنوز نسبت به جمعيت زنان تعداد اندکي را دارا بوده و شاخا هستند. زنان ديگر که هنوز به موفقيت دست نيافته اند يا زناني که هنوز فعاليت در بيرون از خانه را تجربه نکرده اند، نسبت به اين زنان سخت گير هستند و آنان را نه با مردان همرده آنها، بلکه با ديگر زنان مقايسه کرده و با ارزش هاي سنتي مي سنجند. مثلا، انتظار رفتار فروتن و با محبت خواهرانه و مادرانه از اين زنان دارند. يا اينکه زنان تازه کار از زنان پيش کسوت و موفق انتظار دارند که دست آنها را بگيرند و بي دريغ به آنها کمک نمايند. گويا زنان موفق تر موظف هستند که تمام هم و غم خود را صرف آن کنند که راه موفقيت را براي ساير زنان هموار نمايند.

از سوي ديگر برخي از زناني که در عرصه فعاليت خود پيشگام بوده و با سختي هاي فراوان توانسته اند موفقيت نسبي بدست آورند، اين موفقيت را حاصل تلاش هاي فردي خود مي دانند. گويا اگر آنان توانسته اند بدون کمک ديگران و با تلاش خود به اين موفقيت دست پيدا کنند، زنان ديگر هم مانعي در رسيدن به هدف نخواهند داشت و اگر بخواهند و عرضه داشته باشند، مي توانند بدون کمک کسي به هدف خود برسند.

بدين ترتيب چنين دشواري هاي فرهنگي ناشي از شکستن سنت ها و کليشه هاي جنسيتي توسط زنان و آشفتگي آغازين در زمينه ارزش گذاري ها باعث برخوردهايي ميان زنان مي شود. پديده «سيندرم زنبور ملکه» به روشني نمايانگر نمونه اي از اين تلاطم فرهنگي و اجتماعي در گذار زنان از حاشيه به سوي متن جامعه مي باشد.

«سيندرم زنبور ملکه» در مورد زني بيان مي شود که خود به موفقيت شغلي يا اجتماعي دست يافته اما در راه پيشرفت زنان ديگر گامي بر نمي دارد. همانطور که زنبور ملکه در کندوي زنبورها موقعيت ويژه و منحصر به فردي دارد، يک زن در رده بالاي اداري يا اجتماعي نيز موقعيت ويژه و يگانه اي دارد. مهم ترين نکته اين است که چنين زني به دليل همين موقعيت ويژه خود مي تواند در ياري رساندن به زنان ديگر نقش موثري ايفا کند، اما از ايفاي چنين نقشي خودداري مي کند.

زني که «زنبور ملکه» است، خود با دشواري هاي فراوان دست و پنجه نرم کرده تا به موقعيت کنوني خويش رسيده و هنوز هم با دشواري هاي فراوان براي حفظ موقعيت خود در خانه و اجتماع روبرو است و از ساير زنان انتظار دارد که تلاش خود را بکارگيرند و راه سختي را که او پيموده است، بپيمايند. زنبور ملکه خود را با مردان هم رده خود مقايسه مي کند و نه با ساير زنان که در رده هاي پايين تر قرار دارند و توجه او کمتر معطوف به زنان است. نکته ديگر اينکه با ورود ساير زنان به حوزه فعاليت وي، از ارج وقرب او به عنوان يگانه زن پيشتاز و موفق در اين زمينه کاسته مي شود و زنبور ملکه تمايل چنداني به از دست دادن اين عنوان و ارج وقرب ندارد.

برخي پژوهشگران بر اين باورند که چنين زناني که خود در يک محيط مردسالار کار مي کنند، امکانات چنداني براي ياري رساندن به ساير زنان ندارند. برخي بر اين باورند که اين زنان دشواري هاي اجتماعي همراه با فرهنگ مردسالاري را درک نمي کنند و حل مشکلات سرراه زنان را مسئله فردي زنان مي بينند، نه يک مسئله اجتماعي. به عبارت ديگر، اين زنان درک نمي کنند که خود آنان هم به اندازه زنان تازه کار قرباني فرهنگ مردسالار حاکم بر جامعه بوده و در نتيجه مشکل را مسئله اجتماعي نمي بينند و از همين رو، از اهميت نقش خود در کمک به ساير زنان و لزوم چنين کمکي نيز آگاه نيستند.

بسياري از اين زنان که به سيندرم «زنبور ملکه» دچار هستند، بويژه در غرب، موفقيت خود را با سختي فراوان و به بهاي چشم پوشي از بچه دارشدن و حتي چشم پوشي از ازدواج بدست آورده اند. آنها نيز به نوبه خود مي انديشند که نسل جديد زنان که با سرعت به طرف متن جامعه در حرکت است، قدر زحمت هاي آنان و سختي هايي را که آنان در پيشگام بودن کشيده اند، نمي دانند. آنها بدون هيچگونه پشتيباني از طرف همکاران مرد خود، و يا هيچگونه تشويق و دلگرمي از طرف ساير زنان به کار و فعاليت پرداخته و بدينجا رسيده اند. به گمان آنان زناني که تازه از راه رسيده اند، و بسياري از سختي هايي را که آنان تحمل کرده اند حتي نچشيده اند، بدون هيچ سپاس و بزرگداشتي براي اين پيش کسوتان فقط توقع کمک و ياري و پيشتيباني از آنان دارند.

واقعيت اين است که سيندرم زنبور ملکه همه گير نيست و همه زنان پيشگام و موفق دچار اين سيندرم نيستند. بگذريم از اين که اين سيندرم اگر چه در فرد ديده مي شود، اما حاصل تلاطم امواج فرهنگي و اجتماعي جنش زنان مي باشد. ما هم در کشور خود گاه شاهد پديده «سيندرم زنبور ملکه» هستيم و گمان مي رود تا زماني که موفقيت شغلي و اجتماعي براي زنان موقعيت ويژه و يگانه اي محسوب شود، گهگاه شاهد آن باشيم. اما خوب است بدانيم که ما اين خوشبختي را داريم که از تجربه زنان غربي در شناخت اينگونه پديده ها سود جسته و با دقت و آگاهي بيشتري چنين پديده هايي را بشناسيم و با ظرافت و همدردي بيشتري به خاستگاه و مشکلات و نگرش همديگر توجه کنيم.

-----------------------------------------------------------------------------------------------
*Queen Bee Syndrome

در نگارش اين مطلب از منبع زيراستفاده شده است.
Sakre Kennington Edson, "PUSHING THE LIMITS, The Female Administrative Aspirant", State University of New York, 1988
سايت زنان ايران


2004© All rights reserved for SHABAKEH.ORG Webmaster