Iranian women's Network Association (SHABAKEH)

بحران مالی سرمایه داری جهانی و بحران ایدئولوژیک / مرجان افتخاری

امسال انتخابات آمریکا بیش از هر دوره دیگری اهمیت پیدا کرد. این اهمیت به این معنی نیست که دو حزب، دو برنامه و دو دیدگاه متفاوت در مقابل هم قرار گرفتند. زیرا هر دو کاندیداها سناتورهای آمریکائی بودند.
******

از نیمه سپتامبر نظام سرمایه داری جهانی بار دیگر با بحران افتصادی مواجه شد. بحرانی که اقتصادانان و تحلیلگران اقتصادی دامنه و عمق آنرا با بحرانهای سالهای ١٩٢٩ و ١٩٨٧ مقایسه میکنند. در مطلب دیگری تحت عنوان (بحران مالی ونتایج آن بر زندگی مردم) همراه با امار در مورد کمبود نقدینگی، اعلام ورشکستگی چند بانک بزرگ و پائین آمدن ارزش سهام در بازارهای بورس که از مشخصهای این بحران است صحبت شد. واکنشهای فوری دولتهای آمریکا و اروپا برای نجات بانکها، باز گوکننده وخامت اوضاع در ساختار سرمایه داری جهانی است. اگر در چند سال گذشته همین دولتها تلاش کردند تا خصوصی سازی را در قسمت های خدماتی و شرکت ها عمومی مانند پست، حمل و نقل، بیمارستانها، گاز و برق که اکثر مردم از آنها استفاده میکنند پیش ببرند، امروز خیلی سریع و بدون از دست دادن وقت به ملی کردن و دولتی کردن بانکهای ورشکسته اقدام کردند.
نشستهای مختلف سران دولتهای G4 (المان، فرانسه، ایتالیا و انگلیس) وG7 راه حلی غیر از تزریق نقدینگی در پی نداشت. به همین دلیل نشست G20 که ترکیه، اندونزی، عربستان سعودی، آرژانتین و کره جنوبی را هم شامل میشود قرار است در ١٥ نوامبر در واشنگتن برای یافتن راه حلهای مشترک بر گذار شود. نیکلا سارکوزی رئیس دوره ای اتحادیه اروپا مصرا از همه این کشورها خواسته است که با پیشنهادات مشخص در این نشست شرکت کنند.
همه این واکنشها، نشستها و اقدامات سران دولتهای سرمایه داری بخوبی نشان میدهد که این بحران عمیق تر از آن است که با تزریق میلیاردها دلار و ملی کردن بخشی از سهام بانکها بتوان از گسترش آن جلو گیری کرد. گر چه هنوز خیلی زود است که تاثیر این بحران را در بخشهای مختلف صنعتی بویژه صنعت اتومبیل سازی و ساختمان سازی که بیش از همه آسیب دیده اند ارزیابی کرد، ولی اعلام بستن یکی پس از دیگری شعبه های کارخانجات ژنرال موتورز و فرد در آمریکا، شعبه آن در فرانسه، فلکس واگن در آلمان، رنو و پژو در شهر رن فرانسه در ماههای نوامبر و دسامبر امسال انعکاسی از گسترش بحران اقتصادی است. کاهش ٢٧ % فروش در صنایع اتومبیل سازی در ماه سپتامبر دلیل تعطیل این کارخانجات را روشنتر میکند(١).
تاثیر این بحران در افزایش بیکاری، کاهش قدرت خرید هزاران کارگر و حقوق بگیر در صنایع نامبرده و صنایع وابسته به آن اولین نمود این بحران است. از طرف دیگر تاثیر چندین برابر این بحران در کشورهای جهان سوم با افزایش بیکاری، فقر و گرسنگی زندگی میلیونها انسان را مورد تهدید قرار میدهد.
در همین رابطه اظهارات روز دوشنیه ٢٠اکتبر Juan Somavia رئیس سازمان کار جهانی یا همانILO که یک سازمان وابسته به کشورهای سرمایه داری است تکان دهنده است. او در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد که" بنا بر ارزیابی ما تعداد بیکاران از ١٩٠میلیون نفر در سال ٢٠٠٧ به ٢١٠ میلیون نفر در سال ٢٠٠٩ افزایش خواهد یافت. او ادامه داد که تعداد کارگران فقیر که با کمتر از ١ دلار در روز زندگی میکنند به ٤٠ میلیون و کسانی که کمتر از ٢ دلار در روز در آمد دارند به ١٠٠ میلیون نفر افزایش خواهد یافت" (٢). اظهاراتی که فقر، گرسنگی، سوء تغذیه،بیماری و مرگ و میر میلیونی را به شکلی دیگر مطرح میکند. این آمار تنها تصویری از گستردگی بحران اقتصادی است که در برابر ما است.
اگر چه دلائل و مکانیزمهای اقتصادی که منجر به بحران "زمین لرزه ای" در ساختار سرمایه داری جهانی میشوند باید مورد توجه قرار گیرند، ولی این بحران قبل از هر چیز بحرانی است ایدئولوژیک. بار دیگر زنگهای خوش نوای باز گشت به نظرات فیلسوف انقلابی مارکس و ایدئولوژی مارکسیسم به صدا در آمده اند.
واقعیت این است که دیدگاه ها و نظرات مارکس در مورد کار کرد "سرمایه" سیستم سرمایه داری و بحران های ان بیش از هر زمان دیگر حقانیت علمی و انقلابی خود را ثابت میکنند. شکست سوسیالیزم علمی در شوروی بدلیل انحرافات ایدئولوژیک، سیاسی و اقتصادی وصد البته فشارهای کشورهای امپریالیستی و بدنبال آن فرو پاشی دیوار برلین باعث بحران و عقب نشینی کمونیسم در سراسر جهان شد. دو دهه پراکندگی و انزوای کمونیسم انقلابی میدان را برای سرمایه داران، سیاستهای غارتگرانه و تبلیغات ضد کمونیستی آنان باز گذاشت. آنان بدون کمترین نگرانی و واکنش مخالفی تمام برنامه های اقتصادی و سیاسی خود را از تشکیل اتحادیه اروپا گرفته تا حمله به افغانستان و اشغال نظامی عراق بکار بستند ودر این دوره احزاب راست و سوسیال رفرمیست تنها یکه تازان صحنه سیاسی شدند.
از سوی دیگر فرو پاشی دیوار برلین بیان دیگری از بحران ایدئولوژیک چپ، درک و بینش ان از سوسیالیسم انقلابی بود، که تاثیر خود را بر تمامی جنبشهای اجتماعی و انقلابی، سازمانها، گروه و احزاب چپ به جای گذاشت. در تمامی این دوران شاهد انشعابات، جدائی و انفعال چپ در سراسر جهان بودیم. در بسیاری از کشورهای جهان سوم و آمریکای لاتین طبقه کارگر با همه مشکلاتش بحال خود رها شد و یا احزاب راست در راس سندیکاها، اتحادیه ها و تشکلهای کارگری قرار گرفتند.
در این دوران تنها سرمایه داران و احزاب انها نبودند که از عقب نشینی، پراکندگی و انزوای کمونیسم انقلابی بیشترین بهره برداری را بردند. بازگشت مذهب در صحنه سیاسی، اجتماعی و زندگی خصوصی مردم هم یک روی دیگر قضیه است. فعال شدن کلیسای کاتولیک در اروپا و کشورهای دیگر با تبلیغات مذهبی تمام تلاش خود را برای پر کردن خلاء ایدئولوژیکی میلیونها انسان بکار گرفت. در همین دوران شاهد سر از خاک بر آوردن احزاب، سازمانها و جریانات ارتجاعی اسلامی و گروه های تروریستی آن بودیم. مذهب اسلام که دشمنی دیرینه و ایدئولوژیک آن با کمونیسم و آزادیخواهی و برایری طلبی آن خلاصه میشود بیش از هر زمان دیگری از ضعف کمونیسم استفاده کرد. در این میان و در تمام این دوران دولتهای اسلامی کشورهای ایران و عربستان سعودی بیش از هر زمان دیگری جریانات ارتجاعی اسلامی را در منطقه خاورمیانه تقویت کردند. هیچگاه تا این زمان جریانات واپس مانده تاریخی این چنین راحت در بین جوانان عضو گیری نکرده بودند، بویژه در فلسطین که سر خوردگی بیش از هر جای دیگری مطرح بود. روی کار آمدن دولت اسلامی در ترکیه، حمله اسلامیستها به لائیسیته نیم بند این کشور یکی دیگر از تاثیرات بحران ایدئولوژیک جنبش سوسیالیستی است.
بدون شک، "سرمایه" و ساختار سرمایه داری، شیوه تولید اجتماعی آن مسئول، فقر، فلاکت، گرسنگی، جنگ و بیخانمانی میلیونها انسان در سراسر جهان است ولی رهبران مذهبی، دولتهای مذهبی و اساسا مذهب هم مسئول عقب ماندگی ذهنی، ترویج عقب مانده ترین خرافات، سرکوبهای سیاسی و اجتماعی، ایجاد تبعیضهای جنسی، عقیدتی، اجراء قوانین و مجازاتهای غیر انسانی در کشور ما و منطقه خاورمیانه هستند.
نتیجه اینکه، بحران نظام سرمایه داری که این بار به "بحران مالی" معروف شد چشم انداز دیگری در مقابل طبقه کارگر جهانی، تودهای مردم، جنبشهای اجتماعی زنان، دانشجویان، جوانان، احزاب و سازمانهای کمونیستی بوجود آورده است و آن بازگشت مارکسیم و سوسیالیسم انقلابی است. انگیزه های انسانی کمونیسم، ازادیخواهی و برابری طلبی آن بیش از هر زمان دیگری از طرف جنبشهای اجتماعی و جنبش کارگری لمس شده است. به همین دلیل امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت اتحاد و همبستگی در جنبش سوسیالیسم انقلابی که ما بخشی از آن را تشکیل میدهیم احساس میشود. کارگران ایران، جنبشهای اجتماعی و میلیونها انسان نیاز و ضرورت اتحاد و همبستگی نیروهای انقلابی را در مقابل جریانات واپس مانده مذهبی از هر نوع ان و چپ عقب مانده ای که همیشه جز خیانت هیچ دستاوردی برای همه طبقات و قشرهای اجتماعی نداشته مطرح میکنند. درک این ضرورت و وخامت شرایطی که میلیونها انسان با آن روبرو هستند، اعتصابات کارگری و خیزشهای اجتماعی آینده، مسئولیت بزرگی را در دستور کار همه کمونیستها قرار میدهد. اتحاد عمل در عرصه میارزه طبقاتی و مبارزه ایدئولوژیک تنها راه و تنها پاسخ با این ضرورت است.

در حاشیه انتخابات ریاست جمهوری امریکا

امسال انتخابات آمریکا بیش از هر دوره دیگری اهمیت پیدا کرد. این اهمیت به این معنی نیست که دو حزب، دو برنامه و دو دیدگاه متفاوت در مقابل هم قرار گرفتند. زیرا هر دو کاندیداها سناتورهای آمریکائی بودند. انتخاب این یا آن سناتور تغیری در زندگی مردم بوجود نخواهد آورد. ولی این بار انتخابات آمریکا که در صد بی سابقه ای از مردم (٦٦% ) در آن شرکت کردند از ویژگی دیگری بر خوردار بود. در جامعه آمریکا تبعیض نژادی و یا بهتر است بگویم برتری نژادی هنوز در تمامی زمینه های سیاسی و اجتماعی به شکلی بارز وجود دارد. سیاه پوستان آمریکا تنها بخاطر رنگ پوستشان بالاترین درصد بیکاری و فقر را در جامعه دارند. سیاه پوستانی که تنها بخاطر رنگ پوستشان قربانی گروههای جنایتکار کوکلس کلان قرار گرفتند و هنوز هم تمام نشده است. از این زاویه این بار انتخابات آمریکا چهره ای دیگر داشت. انتخاب اوباما محو تبعیض وبرقراری برابری نژادی نیست ولی فصل دیگری خواهد بود در صحنه زندگی میلیونها سیاه پوست که میگفتند "من به اوباما رای میدهم چون هم رنگ من است".
از سوی دیگر انتخاب یک سیاه پوست در راس دولت آمریکا گویای مبارزه سخت و طولانی روشنفکران و کمونیستها در رابطه با نا برابریهای سیاسی، اجتماعی و نژادی جامعه آمریکا است چرا که اوباما با رای در صد کثیری از همه مردم، از هر رنگ و هر ملیتی انتخاب شد. اگر این حادثه را با انچه که در اروپا میبینیم مقابسه کنیم یه عمق تلاش روشنفکران و کمونیستهای امریکا پی خواهیم برد. در حال حاضر پس از سالها مبارزه، اخیرا یک سیاه پوست ژورنال ساعت 20 یک کانال خصوصی TF1 را رائه میدهد.

Eftekhari_marjan@yahoo.com
5.11.2008
١Courrier International N°936 du 9 au 15 october 2008 page 14-
٢ http://www.lemonde.fr-
Edition spéciale (L’économie en crise) le 20.10.2008 16h59