Iranian women's Network Association (SHABAKEH)

جنبش مخالفان جهاني سازي ونقد مدرنيته – چالش هاي اين جنبش در درون وبيرون خود / مريم خراسانی

نقد كل پروژه مدرنيته درابعاد اقتصادي ،سياسي ، فرهنگي وفلسفي آن –نقد سرمايه محوري ،نقد دولت محوري (منظور دولت مدرن است ) ،نقد مرد محوري ونقد عقل محوري .
انقلاب 57 كه داراي لايه هاي مختلف معنايي بود،انواع نقد اقتصادي ،سياسي وفرهنگي را از مدرنيته ي صوري وظاهري نظام سلطنتي واستعمارگرايي به نمايش واجرا گذاشت .

اين نقد ها فاقد وجه فلسفي بودند؛ دردهه 70 شمسي ،با توجه به چنين آگاهي هاي انتقادي بر آمده از انقلاب 57 ،نقد فلسفي مدرنيته به سرعت گسترش يافت .فلسفه پسا ساخت گرايي وپسا مدرنيسم وشعرو داستان وسينما وتئاتر پسا مدرن اينگونه شكل گرفتند وجنبش هاي زنان ،جوانان ،سبزها وغيره با مولفه هاي عدم تمركز ،چند صدايي بودن ،نفي داشتن سخنگوي واحد وتحليل واحد نفي تشكل هاي سنتي حزبي وسازمان هاي سانتراليست مردانه ونفي انواع اشكال دولت وانحصاروتمركز قدرت واحد نيز به همين روال تكوين وتداوم يافتند.
بر آمد اين آگاهي هاي انتقادي نوين چالش هاي جديدي را آغاز كرد : چالش روي كردهاي منفعلانه ونهيليستي وصرفاً سلبي از فلسفه هاي پسا … وپسا….. با روي كردهاي اثباتي وايجابي ومتحرك ودگرگون كننده ؛ وچالش فلسفي وسياسي جبهه ي طرفداران مدرنيته ومنتقدان آن .آگاهي هاي جديد بر بخشي ازچپ هاي قديمي وليبرال ها وغيره تاثير گذاشت وآنان به خيل منتقدان ساختارگرايي ومدرنيته پيوستند وبخشي ازآنان هم چنان درون ساختارها وسيستم هاي مدرن باقي ماندند .بنياد گرايان نيز در دررون خود چالشي يافتند :بخشي از آنان به اصلاح گرايان ديني وطرفداران مدرن پيوستند وبخشي هم چنان بنياد گرا باقي ماندند.
به اين ترتيب ،طرفداران مدرنيته درايران امروز طيف مختلفي از سكولارها ،ليبرال ها ،چپ هاي سنتي واصلاح طلبان ديني را تشكيل مي دهند كه همگي حول موضوع ايجاد دولت مدرن (چه دولت مدرن سكولار وچه دولت مدرن ديني ) وتداوم نظام اقتصادي وسياسي سرمايه داري وعقل گرايي وقانون گرايي اتفاق نظر دارند.

  • * * * * * * * * * *
    چالش جنبش مخالفان جهاني سازي با بيرون خود:
    -با طرفداران پروژه ي ليبراليسم نو وجهاني شدن سرمايه داري مراكز و پيوستن به نهادهاي جهاني آن مثل WTO ، IMF ، WB وهم سويي با سياست هاي سازمان " دول " متحد !؟
    چالش جنبش مخالفان جهاني سازي در درون خود :
    - با بنيادگرايان ضد مدرنيته
    اينان در برابر الگوي جهاني هم سان ساز واقتدارگرا وسلطه طلب مدرنيته ،الگوي جهاني هم سان ساز واقتدار گرا وسلطه طلب كليساي واحد جهاني ،حكومت جهاني اسلام ونظاير آن ها را قرار مي دهند .
    (نمونه ي اسلامي :سيد جمال الدين اسد آبادي و داعيه ي اتحاد اسلام و حكومت جهاني اسلامي ؛ حزب الله ايران ،لبنان ،مصر ،القاعده و… وشعار وحدت جهاني مسلمانان جهت ايجاد حكومت واحد جهاني آنان ; نا گفته نماند كه اين ايدئولوژي گاه به دليل ضعف دروني خود وحمايت نشدن از طرف مردم ،با ظاهر دعوي مبارزه با استعمار وامپراياليسم وسرمايه داري جهاني،درواقع دست دردست آنان حركت مي كند ؛ نمونه بن لادن وجرج بوش .)
    -با احزاب ماركسيستي وسوسياليستي سنتي
    اين ايدئولوژي به لحاظ اقتصادي منتقد سرمايه داري جهاني وسياست هاي اقتصادي آن است ،ولي به لحاظ سياسي از دولت مدرن (بخوانيد دولت سرمايه داري ) دفاع مي كند و در بازي هاي قدرت آن شركت ميكند ،با اين توجيه كه از اين طريق مي توان به امحاي دولت بورژوايي رسيد وسپس دولت سوسياليستي (در مرحله ي گذار به كمونسم ) تشكيل داد ، و پرده پو شي ميكند كه دست كم درغرب دربسياري مقاطع قدرت كاملاً دردست احزاب سوسياليست بوده و عملكرد آنان هيچ تفاوت اساسي اي با احزاب بورژوايي (به ويژه درحوزه ي سياست خارجي و…) نداشته است و اين افسانه ي تو هم آميز مدت ها است كه به بطلان خود رسيده است !
    -طرفداران ومخالفان روش هاي خشونت آميز
    نمونه هاي عملي : چالش اين دو روش : در سياتل –كساني كه در وپنجره هاي شركت هاي چند مليتي را در مي آوردند وكساني كه آن ها رانصب مي كردند ؛ درپراگ –كساني كه حصارها را شكستند وبه پليس حمله كردند تا به ساختمان محل اجلاس سران گروه 7 برسند وكساني كه صرفاً افشاگري مي كردند وشعار مي دانند .(در اين جا بد نيست به اين نكته اشاره شود كه جنبش مخالفان جهاني سازي لازم است در مورد انواع تاكتيك ها براي فشار آوردن به اقتدارها مبارزاتي براي فشار آوردن بحث هاي مختلف وزيادي انجام دهد.) دردشت لار زاك فرانسه – كساني كه غرفه ي حزب سوسياليست فرانسه راواژگون كردند ويا مخالف تريبون دادن به نوه ي موسس سازمان اخوان المسلمين مصر بودند با كساني كه اعتقاد داشتند به آنان بايد تريبون داد تا حرف شان را بزنند وسپس نقد شوند تا مردم به خوبي باسياست هاي شان آشنا شوند ونقد به عمل كرد ونظرات آن ها عمومي ومردمي شود .
    - چالش منتقدان جهاني سازي كه صرفاً با وجه سلبي وانتقادي از سرمايه داري حركت مي كنند با نيروهاي طرف دار سياست تغيير زندگي كه معتقد به آفرين دنيايي ديگر هستند .درگروه اول مدافعان نظريه ي انقلاب جهاني نيز قرار مي گيرند ; اينان معتقد هستند تا سرمايه داري واژگون نشود نمي توان بديلي ساخت .چالش گران اين نظريه معتقدند تجربه ي شوروي وغيره نشان داده است كه آدم هايي كه مي خواهند دنيايي نو بسازند خود بايد طي روند هايي ساخته ودگرگون شوند; دگرگوني خود همراه با دگرگوني زندگي ميسر است ،وگرنه در صورت امكان حتي تسخير قدرت سياسي توسط حزب سياسي افراد قديمي جهان قديمي را دوباره احيا خواهند كرد; علاوه براين كه تشكيل دولت سوسياليستي پس ازسرنگوني دولت سرمايه داري هم امتحان تاريخي خود را پس داده است .(درعمل نوعي سرمايه داري دولتي را به اجرا گذاشته است.) وامروز نقد اساسي وراديكال نقد نهاد دولت است صرف نظر از اشكال آن .
    [ آينده به احتمال زياد چالش هاي ديگري را در درون اين جنبش به نمايش خواهد گذاشت...]