صفحه نخست

 شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی

اخلاقيات فمينيستي مي گويد: حقوق همه بايد رعايت شود / فيروزه مهاجر

در 25 نوامبر 1960 سه زن در جمهوري دومنيكن كشته مي شوند. آن ها در زمان ديكتاتوري تروخيلو و به دليل اين كه مي خواسته اند زندانيان سياسي را ملاقات كنند دزديده مي شوند، مورد تجاوز قرار مي گيرند و به قتل مي رسند. در سال 1981 و در نخستين كنفرانس امريكاي لاتيني زنان در بوگوتا ، كلمبيا، 25 نوامبر روز مبارزه با خشونت عليه زنان اعلام شد. از آن هنگام در اين روز كمپين هاي متفاوتي سازمان داده مي شود تا حسلسيت مردم را نسبت به خشونت عليه زنان در سراسر جهان برانگيزند.
امسال هم پروژه هاي ضد خشونت در نقاط مختلف جهان به اجرا در مي آيد، شامل نمايش فيلم، سخنراني، نمايشگاه عكس و...

زنان، خشونت و فقر

در طول سال ها مبارزه با خشونت، فمينيست ها كه زماني تساوي اقتصادي را براي زنان به منظور نجات آن ها از خشونت به دليل فقر و وابستگي به مردان لازم مي دانستند انگار بايد تغيير عقيده بدهند.
با توجه به افزايش فقر زنان به رغم كار بيشتر آن ها، نظامي شدن جوامع، وفور سلاح در دست افراد غير مسئول، و اين واقعيت كه مي دانيم زنان همواره بيشتر از مردان كار كرده اند – گواه آن آمار سازمان ملل كه اعلام مي كند زنان 3/2 از كارهاي دنيا را انجام مي دهند، فقط 5% از منافع اين كارها نصيب آن ها مي شود و مالك 1% از دارايي جهان هستند – قاعدتا ديگر بايد اين فكر را كه كار بيرون زن ها مي تواند كمكي به رفع خشونت از آن ها بكند فراموش كرد. در واقع زنان چندين قرن است كه بدون برخوداري از هيچ حقوقي كار كرده اند و اگر اين امر در گذشته در مسائل عاطفي و حفظ امنيت خانواده كمك شان مي كرده حالا ديگر ظاهرا اين حاصل را هم ندارد و شرايط شان بيشتر به بردگي شبيه است. چون، اگر مروري بر تاريخ برده داري كنيم مي بينيم كه چطوربردگان هم مي توانستند درآمد كارشان را براي خودشان نگه دارند و حتي گاهي پول بدهند و آزادي خود را بخرند، و آن وقت مي فهميم كه زن ها كه دوسوم كار جهان را انجام مي دهند و تنها پنج درصد از منافع آن را به دست مي آورند بدترين نوع بردگي را در دنيا تجربه مي كنند، و از قضا چون اين بردگي پنهان است و به دليل گره خوردن با مسائل عاطفي تفكيك آن از چيزهاي ديگر كار آساني نيست و در ضمن زنان بسياري را مي بينيم كه كار بيرون از منزل شان جز پايمال كردن حقوق زنان چيزي نيست. راستي هم برده در بيشتر موارد از بردگي خود خبر داشت و از حقوق بردگاني مانند خودش دفاع مي كرد، اما بردگي زنان فراستي بيشتر از آن مي خواهد كه بتوان در هاي و هوي زندگي به راحتي تشخيصش داد، بخصوص براي زناني كه عادت به تحقير شدن داشته اند هر خزفي ممكن است مرواريد جلوه كند.

بدون مثال آوردن از انواع محروميت ها، در كل محروم بودن از حقوق و درآمدي براي زندگي آبرومندانه بدترين خشونتي است كه اكثر زنان جهان دچارش هستند. اين خشونت ناشي ا ز فقر چنان بر زندگي روزمره آنان تاثير مي گذارد كه امكان دفاع شان از حقوق خود را كاهش مي دهد. آن ها وقتي فكر مي كردند كار بيرون مي تواند نجات شان دهد خود را ملزم ديدند آن را همزمان با كار خانه انجام دهند. خود را ملزم به كار بيرون ديدند چون اخلاقيات مزخرف جامعه مردسالار مدعي بود هركس صبح از خانه بيرون رفت و شب برگشت فرض بر اين است كه كار كرده و آن هم كار مفيدي براي جامعه و طبيعي است كه حقوق بيشتري دارد. اخلاقيات فمينيستي حالا كه كمي از آن خشونت را شناسايي كرده و نسبت به آثار مخرب آن مقاوم شده مي گويد كه حقوق همه بايد رعايت شود، خواه كار كنند و خواه كار نكنند و حقوق زنان بايد كاملا رعايت شود و خواه كار بيرون بكنند و خواه بچه داري را ترجيح دهند يا به دليل پيري و معلوليت قادر به كار نباشند بايد از هرگونه خشونتي دور باشند و امنيت آن ها كاملا تامين شود.

تريبون فمينيستي ايران


2004© All rights reserved for SHABAKEH.ORG Webmaster