صفحه نخست

 شبکه سراسری همکاری زنان ایرانی

فضای وحشت بين آوارگان افغان در ايران

سرکنسول افغانستان در مشهد نماينده ی افغانستان يا ايران؟

خبرگزاری کابل: عده ای از هموطنان آواره ی مان در مشهد در نامه های جداگانه به خبرگزاری کابل نوشته اند که سرکنسول افغانستان در مشهد در اين چند روز که مردم وضعيت وخيم دارند کجاست و جه می کند. آن ها نوشته اند که ما هر چه تلاش می کنيم ايشان را نمی توانيم پيدا کنيم. در همين حال خبرنگار خبرگزاری کابل نيز گزارش داده است که تماس گرفتن با ايشان غير ممکن شده است. يکی از هموطنانمان نوشته است که توريالی غياسی سرکنسول افغانستان در مشهد نماينده ی افغانستان است و يا نماينده ی ايران. در بين اين نامه ها به طعنه عنوان شده است که ايشان خدمات زيادی را برای مردم افغانستان انجام داده اند و وقت بازنشسته شدن ايشان فرا رسيده است. يکی از هموطنانمان نوشته است که سرکنسول يکی از گماشته گان يکی از گروه های نظامی سابق است که با قلدری و زور صاحب اين سمت شده است. يکی ديگر از هموطنانمان نوشته است که بی لياقتی سرکنسول و سفير افغانستان جای خجالت دارد و از حامد کرزی خواسته است که نسبت به برکناری غياثی اقدام فوری انجام دهد. همچنين يکی ديگر از هموطنانمان اين را بيان کرده است که ايشان معلوم نيست با کدام بودجه مشغول انتشار مجلات گوناگون بصورت تمام رنگ می باشند و تنها برای عده ای خاص تبليغ می کند. او اضافه کرده است که کنسول گری مشهد متعلق به ايشان نيست و ايشان به ناحق از در و ديوار کنسول گری تابلو ها و تمثال های افراد خاصی را که سال ها کشتار انجام داده اند را آويزان کرده است. همچنين يکی ديگر از هموطنانمان به اين اشاره کرده است که ايشان از وزارت اطلاعات ايران دستور می گيرند نه از سفير و دولت افغانستان. به هر حال خبرنگار ما هم هر چه تلاش کرد تا با ايشان گفتگويی داشته باشد موفق نشد. حالا جای سوال برای دولت مرکزی می ماند که چرا افراد با صلاحيت و دلسوز را به عنوان سفير و سرکنسول انتخاب نمی کند. در کشور ايران مهاجران افغان زيادی زندگی می کنند که انتخاب سفير و سرکنسول مدير، لايق و دلسوز مانع از فجايعی شبيه آنچه درين روزها بر هموطنانمان می گذرد، می شود. از سويی در آخرين گزارش خبرنگار ما در مشهد، نيروهای وزارت اطلاعات ايران يا سرويس جاسوسی اين کشور به شکل گسترده ای در مناطقی که آوارگان زندگی می کنند، همه چيز را زير نظر دارند. در همين حال از سرنوشت دو تن از هموطنانمان که روز پنجم ميزان بازداشت شده بودند، هنوز هيچ اطلاعاتی بدست نيامده است. بسياری بر اين باورند که جان آن ها در خطر است. باز از سويی پليس که در منطقه ی گلشهر دست به بازداشت بيش از سيصد تن از کودکان، زنان و مردان هموطنمان زده بود ، پس از انگشت نگاری و گرفتن آدرس دقيق سکونت آنان را آزاد کرد. همچنين در کوچه ی عباسقلی خان در اطراف حرم، پليس با يورش آوردن به کسبه ی افغان تمام اجناس آن ها را به بهانه ی کالای قاچاق مصادره کرد. خبرنگار ما می گويد که ديروز در اين خيابان يک متر پارچه هم پيدا نمی شد. به نظر می رسد که حکومت ايران قصد دارد تا از جوانب مختلف فشارهايی را بر آوارگان وارد کند که آن ها ناچار به ترک خاک اين کشور شوند. اين در حالی ست که اين اقدام حکومت ايران دقيقا مخالف قرارداد سه جانبه ی افغانستان، ايران و کميساريای پناهندگان سازمان ملل می باشد. با همه ی اين احوال وقتی آوارگان برای ادامه ی آموزش کودکانشان دست به تجمع زده بودند، احساس می شد که تنها عدم امکان تحصيل آن ها مايه ی نگرانی ست. در حالی که اکنون پليس ايران با هدايت اداره ی اتباع و مهاجرين خارجی و نيز وزارت اطلاعات اين کشور جو خوف و وحشت را بين هموطنانمان براه انداخته است. اين جو هراس ياداور فاجعه ی چند سال پيش است که معروف به ماجرای خفاش شب می باشد و يا ماجرای شعبان بی مخ حکومت ايران در مشهد، معروف به کريم غول. چند سال پيش مردی از اهالی قوچان يکی از شهر های استان خراسان ايران پس از به قتل رساندن چندين زن در تهران، بازداشت شد و در بازجويی ها گفته بود که من افغان هستم. افغان گفتن او همان و با هدايت و پوشش تبليغاتی روزنامه ی ايران، قتل، غارت و تجاوز به آوارگان در تهران و اطراف آن همان. ماجرای خفاش شب يکی از فجايعی ست که بسياری آن را فراموش نخواهند کرد. شعبان بی مخ حکومت يا کريم غول هم خبرش رسيد که اکنون مرده است و او کسی بود که فضای خوف و وحشت را بين آوارگان در مشهد براه اندخته بود. کريم غول چنان آوازه شده بود که کودکان برای ترساندن هم می گفتند که کريم غول آمد. او قامت چهار شانه، تنومند و بلند با چهره ای تقريبا سياه داشت که با يک مينی بوس و چند سرباز به محلات آواره نشين می رفت و هر آواره ای که به دستش می افتاد را بعد از ضرب و شتم شديد، سوار مينی بوس می کرد و به نقطه ای نامعلوم می برد. خانواده های زيادی بين آوارگان هستند که می گويند که جوان و يا مردشان بدست او ناپديد شده اند. فضای رعب و وحشتی که اکنون به ميان مهاجران بوجود آمده است اکنون همان خفاش شب و شعبان بی مخ حکومت ايران را تداعی می کند.

سه شنبه هفتم ميزان 1383 ساعت 21:15 به وقت کابل


2004© All rights reserved for SHABAKEH.ORG Webmaster